سال 1390 علی در زندان ...بند محکومین به اعدام
کجائی آزادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الان قدرتو میدونم![]()
دوستان من تو زندانم الان از پشت میله های زندان این مطالبو براتون
میفرستم
به من اجازه دادن یه لپ تاپ بیارم و یه خط ای دی اس ال به من دادن
دمشون گرم
وای که چه جای خوبیه این زندااااااااااااااااااااااااان
من فکرشم نمیکردم کشور ما اینقدر پیشرفت بکنه که تو زندوناشم امکانات به روز باشه تازه من هر هرفته 35 ساعت سهمیه اینترنت دارم و یه کوپن خرید لوازم جانبی کامپیوترم دادن به من
در ضمن من در دادگاه محکوم به مرگ شدم اونم مرگ با اینترنت یعنی منو میشونن جلوی سیستم با یه مانیتور آر تی سی زغالی اینقدر اینترنت کار کنم تا چشم دراد و از خستگی بمیرم
یه روش دیگه هم هست و اینکه یه سیستم میذارن جلوم با اینترنت سرعت بالا ولی موس و کیبوردشو نمیدن تا از حسرت بمیرم![]()
وای که چه مرگ شیرینی
البته مرگ حسرتی خیلی تلخه خدا نصیب هیچکی نکنه
خوب جرمم چی بود؟
خودمم نمیدونم چیزی که توی دادگاه گفتن نشر اکاذیب و تشویش افکار عمومی در جهت نوشتن کتاب جدیدم روی برگه های کاغذ
استفاده از خودکار همچنین ارسا ل یک نامه دست نویس به یکی از دوستان بود
چون الان همه باید بجای کاغذ تو وبلاگ کتاباشونو بنویسن و برای نامه نگاری فقط از ایمیل استفاده کنن
و اینی که میان تو زندون به من لپ تاب میدن همینه
خدایا من این مرگ را از جان پذیرایم و در راه پیشرفت ایران عزیزم
حاضرم بمیرم تا درس عبرتی باشد برای دیگران که در جهت پسرفت
علمی کشور گام برندارند
پس ای کیبوردها مرا درآغوش بگیرید ای موسها به طرف من پرتاب شوید
روحم شاد
برای شادی روحم کلی برام کامنت بذارین

