تبليغاتX
دهکده ایرونی - شامگه سحر دارد

دهکده ایرونی

کاش همه با هم دوست باشن

شامگه سحر دارد

تقدیم به همه نارفیقانی که فقط در شادی شریک دوست هستند و بس

آفتاب در پس کوهها نیم نگاهی به پشت سر دارد
که این زمین درآن ظلمت شب چه نقشه ها به سر دارد
غم زمانه مرا غروب آفتاب شکنجه میدهد
ازآن سرخی که ابر درآن ثانیه ها به بر دارد
دلم دراین هجمه بی امان سخت میگیرد
ببین که چگونه اینهمه غم به دل اثر دارد
تو هم نارفیق به چه راحت مرا رها کردی
دراین روزگاری  که وفا هم زمن حذر دارد
کاش آن صبحدم خواب مرا به عاریت میبرد
چرا که نفهمیدم آن یار یک روز قصد سفر دارد
دگر بار بیا تا که وقت باقی ست دست هم گیریم
این دوری و جدائی برای ما خطر دارد

تو رفتی سفر به سلامت ولی بدان تا ابد

دلم به یاد تو شب و روز هوائی دگر به سر دارد

غروب آفتاب که به آسمان مینگرم به حزن

به این امید میبردم خواب که شامگه سحر دارد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 8:40  توسط علی  |