بهتر ببينيم
سلام دوستان![]()
مدتیه که دارم فکر میکنم به زندگي به بودن به فلسفه آفرينش انسان و به هدف از خلت بشر به دوستي مهربوني و... البته تو اين راه تنها نيستم بيشتر وقتا با همكار خوبم خانم عطيه كه دانشجوي جغرافياست و حسين دانشجوي مديريت و همچنين دوست خوبم حامد كه مهندس كامپيوتره تو محيط كاريمون بحث ميكنيم.گاهي وقتام تو خونه با همسر مهربونم فاطمه تو اين زمينه بحث ميكنيم.راستش خيلي چيزا دستگيرم شده به نتايج خوبي رسيدم ولي خوب هنوز تو پيچ اولش موندم.آخه فلسفه آفرينش چيز خيلي پيچيده اي هست به اين راحتي نميشه ازش سر درآورد ولي همينكه بهش فكر ميكنم برام خوشحال كننده ست بعضي وقتا تو گير و دار بحث حرفاي خيلي قشنگي بينمون رد و بدل ميشه و بعضي نتيجه گيريها تو زندگي شخصيم به كار مياد.مثلا امروز با حامد در مورد خاك حرف زديم و در مورد طبيعت و گياه بوئئدن خاك و حرف زدن باگياه...خيلي جالب بود چون هردومون برداشتهاي يكساني داشتيم و نتيجه گيري يكساني هم كرديم.من دوست دارم هميشه تو اين زمينه ها حرف بزنم آخه تو اين حرفها آرامش خاصي گيرم مياد كه ازش لذت ميبرم.
من دوست دارم همه آدمها گاهي با هم حرف بزنن و به همديگه آرامش بدن.باور كنيد كار خيلي ساده ايه فقط كافيه كمي آروم باشيم و بشينيم با آرامش باهم بحث كنيم از زندگي بگيم از دوست داشتن بگيم از مهربوني بگيم از انسانيت بگيم.نگيم من جنگ رو دوست ندارم بگيم من دوستدار صلحم. نگيم فلاني آدم بديه بگيم فلاني چه خصلتهاي خوب و نهفته اي داره ...
من به نتيجه رسيدم ما بايد ادبيات صحبتمون رو عوض كنيم و اونو به سمت آرامش سوق بديم.بايد ملايم باشيم بايد لطيف باشيم بايد اخمامونو باز كنيم و با چشم بازتر و نگاه مهربونتر به مردم نگاه كنيم بجاي اينكه هي از اين و اون ايراد بگيريم بيايم در مورد خصلتهاي نيك ديگران حرف بزنيم آخه مگه منو شما تافته جدا بافته هستيم كه بتونيم درباره ديگران نظر بديم؟؟؟ما به هيچ عنوان حق قضاوت در مورد ديگران رو نداريم و تنها قاضي كه حق اين كار رو داره ذات اقدس الهيه.
من شايد الان خوب نتونستم حرف بزنم ازين بابت عذر خواهي ميكنم ولي چيزي كه هست من خيلي دوست دارم ديگران رو به آرامش دعوت كنم و هميشه دوست دارم ببينم همه با هم خوب و مهربون باشن.به اميد اون روز...![]()
![]()
