خوش بحالت درخت
کاش من هم چوپان بودم
کاش من هم میتوانستم قایقی بسازم
کاش من هم کودکی بودم
بدنبال بادبادکی میدویدم و دنیا برای من میشد
کاش
کاش همه خستگیهام میریخت
آخ خدا من خیلی خسته هستم
کاش من هم میتوانستم قایقی بسازم
کاش من هم کودکی بودم
بدنبال بادبادکی میدویدم و دنیا برای من میشد
کاش
کاش همه خستگیهام میریخت
آخ خدا من خیلی خسته هستم
خوابم میاد
کاش میشد سرمو بذارم روی میز و ساعتها بخوابم و کسی بیدارم نکنه
گرمای بخاری چه لطافتی داره
بیرون برگهای زرد درختان مثل بارون رو زمین میریزن
خش خش برگها زیر پای عابرین چه حس قشنگی میده
کاش من هم درخت بودم و از پائیز تا بهار میخوابیدم
خوش بحالت درخت
خوش بحالت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 13:50  توسط علی
|
